آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
662
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
از جنبين و پيش رو چاك دارد ، بقسمى كه از وزش باد باهتراز مىآيد ، ذرهء از بدن آنان را برهنه نمىتوان ديد . بازوبند و طوق زرين مرصع بمرواريد و جواهر مىبندند ، و پيوسته شمشيرى حمايل دارند ، حتى برخوان و در مجالس بزم نيز اين سلاح را دور نمىكنند . كلمات بيهوده بىمعنى بسيار دارند و چون بيخردان سخن مىگويند ؟ خودستاى و خشن و هولانگيزند ، چه در نيكبختى و چه در شوربختى بيم خود را در دل خصم جاى ميدهند ، حيلهگر و مغرور و كمرحمند . رفتارى آزاد دارند ، با ناز قدم برميدارند و ميخرامند ، چنان كه شخص از ظاهر حكم مىكند ، كه اين قوم چون زنان سست و ضعيفند ، در صورتى كه حقا دليرترين اقوام روى زمينند ؛ اگرچه خدعه آنان بر تهور و شجاعتشان مىچربد ، در روز جنگ ، خاصه در مصافهاى با فاصله ، بسيار هولناك هستند . با وجود اين ، رويهمرفته : مردمى شجاع و چالاكند و همه سختىهاى روز جنگ را تحمل مىكنند . خود را صاحب اختيار جان غلامان و رعاياى زيردست خويش ميدانند ، و هيچيك از ملازمانى ، كه به خدمت مشغولند يا در كنار ميز غذا ايستادهاند ، جرأت لب گشودن ندارند ، نه براى اداى سخن ، نه براى انداختن آب دهان . آميانوس شرحى از ميل ايرانيان بمعاشقه زنان ذكر كرده ، و گويد ، كه اغلب آنان بزوجات و سراياى حرم خود اكتفا نمىكنند . در جاى ديگر گويد ، ايرانيان از لواط بىاطلاعند « 1 » ، قناعت و صبر آنان در مقابل لذات طعام قابل ستايش است . جز پادشاه ، هيچيك از ايرانيان وقت معينى براى صرف غذا ندارند ، هروقت ، گرسنه شوند بر خوان مىنشينند ، و هرچه قابل خوردن باشد ميخورند ، هرگز معده را انباشته نمىكنند ، و بسير شدن خرسندند . اگرچه به نظر اغراق ميآيد ، ولى نسبت بشكمخوارگى روميان عهد قيصران ، مردم ايران را ميتوان قانع و مرتاض شمرد . اما اين قسمت از قول آميانوس مارسلينوس را نبايد عينا پذيرفت ، كه گويد ؛ ايرانيان از بزمهاى
--> ( 1 ) - مطالب ص 108 كتاب « شاهنشاهى ساسانيان » ، سطر 9 - 8 غلط است و بايد اصلاح شود .